در هوایت بی قرارم ٬ بی قرارم روز و شب
سر زکویت بر ندارم ٬ بر ندارم روز و شب
زان شــبی که وعــده کردی روز وصــــــل
روز و شــب را می شمارم ٬ روز و شـــب

هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد ٬ از پی اش بروید ٬
هر چند راهش سخت و ناهموار باشد .
هنگامی که با بال هایش شما را در بر می گیرد ٬ تسلیمش شوید ٬
گر چه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند .
وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید ٬
گر چه ممکن است صدایش رؤیاهاتان را پراکنده سازد ٬ همانگونه که باد شمال باغ را بی بر می کند .
زیرا عشق عشق همانگونه که تاج بر سرتان می گذارد ٬ به صلیبتان می کشد .
همانگونه که شما را می پروراند ٬ شاخ و برگتان را هرس می کند .
همانگونه که از قامتتان بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را در آفتاب می لرزند نوازش می کند ٬
به زمین فرو می رود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند .
عشق ٬ شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند .
می کوبدتان تا برهنه تان کند .
سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند .
آسیابتان می کند تا سپید شوید .
ورزتان می دهد تا نرم شوید .
آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند ٬ نانی مقدس شوید .
برای خاطر عشق به من بگو ٬ آن شعله چه نام دارد که در دلم زبانه می کشد ٬ نیرویم را می بلعد و اراده ام را زایل می کند ؟
خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و با هم بودنی مجدانه است . عشق ثمره ی خویشاوندی روحی است و اگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد ٬ در طول سالیان و حتی نسل ها نیز تحقق نخواهد یافت .
عشق وقتی دچار غم غربت باشد ٬ از حساب زمان و هیاهوی آن ملول می گردد .
عشق میزبانی مهربان است ٬ گرچه برای میهمانان ناخوانده ٬ خانه ی عشق سراب است و مایه ی خنده .
عاشقانه های جبران خلیل جبران
زندگی ،
معجزه است .
ما موجوداتی ممکن هستیم .
یعنی هیچ ضرورتی برای وجود ما وجود نداشت .
با وجود این ،
ما هستیم .
وجود درختان ،
پرندگان ،
ماهی ها ،
ابرها ،
گل ها ،
آدم ها ،
همه و همه ،
معجزه است .
در همه ی این کائنات مرده ،
زمین کوچک و زیبای ماست که
زنده است
و نفس می کشد .
زمین ،
که در کائنات بزرگتر از ذره ای غبار نیست ،
خوش شانس ترین سیاره ی همه ی عالم است .
بر روی این ذره ی غبار ،
حیات شکفته است .
گوش بسپار ؛
پرندگان می خوانند .
نگاه کن ؛
درختان غرق شکوفه شده اند .
آدم ها را ببین ؛
عشق ها ، خنده ها و گریه ها شان را تماشا کن .
آیا صدای آواز محزون آن عاشق تنها را
نمی شنوی ؟
دخترکی در باد می رقصد ؛
خیره نگاهش کن .
خوشا به حال زمین که زنده است !
خوشا به حال درختان !
خوشا به حال باران !
خوشا به حال خورشید و ماه و ستاگان !
خوشا به حال شب !
خوشا به حال روز !
خوشا به حال عشق !
خوشا به حال ما !
خوشا به حال من ِ عاشق ... !

خوشا به حال زمین که زنده است ، با عشق زنده است ٬
میلاد با سعادت آقا و مولایمان ٬ ولی نعمت ما ایرانیان 

حضرت امام رضا (ع) 

را به فرزند ایشان حضرت مهدی موعود (عج)
و همه شیعیان و شما دوست گرامی تبریک عرض می کنم

احادیثی از امام رضا (ع) -- منبع : منتخب میزان الحکمه :
خاموشی یکی از درهای حکمت است ، خاموشی محبت می آورد ، خاموشی راهنمای آدمی به هر خیر و خوبی است . 3690
عبادت به فراوانی نماز و روزه نیست ، بلکه عبادت به بسیار اندیشیدن در کار خداست . 3961
از آنچا که هیچ امر پنهانی ، همچون ردپای مورچه ای سیاه بر روی سنگ خاره ای تیره در شبی تار ، در زیر زمین و دریاها بر او (خدا) پوشیده نیست ، می گوییم : او بیناست . 4158 (اشاره به صفت بصیر بودن خداوند که از اسماء حسنی می باشد)
امام رضا (ع) در راه سفر به خراسان ، شبها در بسترش بسیار قرآن می خواند و هر گاه به آیه ای که در آن از بهشت یا آتش یاد شده بود می رسید ، می گریست و بهشت را از خدا مسئلت میکرد و از آتش به او پناه می برد . 5199

اركان ايمان
ايمان چهار ركن دارد:
1 ـ توكل برخدا
2 ـ رضا به قضاى خدا
3 ـ تسليم به امر خدا
4 ـ واگذاشتن كار به خدا.
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او اميد خير باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــ د.
8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــ د.
9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.
مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشد: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش .
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش :
1 ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى .
2 ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى ,
3 ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى ,
4 ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى ,
5 ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد .
مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد (ص) رها كنيد ٬ مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد ٬ زيرا هيچ كدام از ايـن دو , به تنهايى پذيرفته نمى شود.
براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد ٬ پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است.
هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

التماس دعای خیر دارم ...
غروب شد!
خورشید رفت!
آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت !
ناگهان ستاره ای چشمک زد
گلها هرگز خیانت نمی کنند . هرگز ... !!؟؟؟؟؟؟ ![]()
یکسال از آن روز فراموش نشدنی گذشت . آه ای زاینده رود ، اگر اکنون در کنارت بودم ، به من چه می گفتی ؟ . از چه بگویم ؟ هوا هنوز خیلی سرد نیست ؛ اما من احساس سرمای شدید می کنم !! مدتی است جز غم و اندوه از این دنیا چیزی ندیده ام ... ٬ خدایا ! دلم برای اندکی صداقت تنگ شده ... !! . ای کاش می توانستم از این زندگی خلاص شوم .
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه میگردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته ی من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود می دهم گوش
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من ، ای دل دیوانه ی من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها

به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد (خبر دارد)
عجب از محبت من که در او اثر ندارد (....!!!؟؟؟)
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
دل من زغصه خون شد ٬ دل او خبر ندارد (خبر دارد)
سلام . امیدوارم که خوب و عالی باشید . مبحث قبلی در مورد (تقدیروسرنوشت) بود که با نظر دو نفر از دوستان شروع کردیم . اکنون می خواهم نظر خودم را بنویسم و بحث پیرامون این موضوع را به پایان ببریم و ان شاء الله در آینده در مورد « طراحی آینده » مطالبی بنویسیم .
اکثر کسانی که من باهاشون برخورد داشته ام باور و فهم مناسب و درستی در مورد قضا و قدر و سرنوشت و تقدیر نداشته اند . مثلا در بیشتر مواقع اگر حادثه ای برای کسی پیش بیاید می گویند : تقدیرش این بود . یا مثلا اگر ازدواجی به هم بخورد می گویند : قسمت نبود ، و ... . کلمات « قضا و قدر ، سرنوشت » به کلماتی رعب آور و هراس انگیز تبدیل شده اند . هیچ چیز به اندازه اینکه انسان آزدی خود را از دست رفته و خویشتن را مقهور و محکوم مشاهده کند روح او را فشرده و افسرده نمی سازد .
یکی از مسائلی که توجه بشر را همیشه به خود جلب کرده این است که آیا جریان کارهای جهان طبق یک برنامه و طرح قبلی و غیر قابل تغییر صورت می گیرد و انسان محکوم به چنین سرنوشتی است !؟
نه !! هرگز چنین نیست . ما انسانها به دلیل داشتن نیروی اراده ، اختیار و تصمیم گیری محکوم به یک مسیر نیستیم و برای ما در هر لحظه حداقل دو و حداکثر بی نهایت راه وجود دارد که در آنها حداقل یکی درست است و دارای خیر و نیکی است ؛ و این دیگر بستگی به ما دارد که کدام یک را انتخاب کنیم . اصولا همه چیز جزئی از قضا و قدر الهی است ، تمامی رفتارها ، پیشامدها و کلا همه چیز . همه رویدادهای خیر و یا شر ٬ نیک و یا بد . همگی جزئی از تقدیر است . مثلا یک اقیانوس را در نظر بگیرید ، از هر جای این اقیانوس که مقداری آب بردارید باز از همان اقیانوس آب برداشته اید .
مسیری که خداوند ما را در آن قرار می دهد نیز بستگی به خود ما دارد . بستگی به عواملی مانند :
خواستهای قلبی ما – رفتارهای ما – نیت های ما – دعاهای ما – افکار ما و ... .
امام صادق (ع) می فرمایند : عدد کسانی که به واسطه ی گناهان می میرند از کسانی که به واسطه ی سر آمدن عمر می میرند بیشتر است و عدد کسانی که به واسطه ی نیکوکاری زندگی دراز می کنند از کسانی که با عمر اصلی (از پیش تعیین شده) خود زندگی می کنند افزون تر است .
در حدیث دیگری است : خداوند امتناع دارد که امور عالم را جاری کند مگر از طریق وسائط و اسبابی . خداوند برای هر چیزی سببی و برای هر سبب حکمتی ، و برای هر حکمتی دانشی و برای هر دانشی دروازه ی گویایی قرار داده است .
همه چیز کاملا روشن است . البته نکته ی بسیار مهم این است که ، این جهان بر اساس قانون استوار است و در قوانین آن نیز هیچ تخلفی نیست . برای اینکه موفق بود و قضا و قدر را آن طور که به صلاح و خواست است تغییر داد و برنامه ریزی کرد ، بدیهی است که باید با قانونمندی های جهان همسو شویم . آنها را بشناسیم ، و اهداف خود را بر اساس آنها و به نوعی با کمک آنها برنامه ریزی کنیم . از قوانین کائنات در جهت خلق اهداف و رسیدن به موفقیت ها استفاده کنیم . در غیر اینصورت اسیر « قضا و قدر ، سرنوشت و قسمت » می شویم و به قولی زندگی به ما جبر را تحمیل می کند . « اما ثمود ؛ ما آنها را هدایت کردیم ، سپس آنها خودشان کوری را بر هدایت ترجیح دادند . » سوره فصلت/17 ـــ « فساد در صحرا و دریا پدید آمده به موجب آثاری که بشر از کارهای خود به دست آورده است » سوره روم/41
چند سفارش (معرفی قوانین جهان) :
خداوند مدافع اهل ایمان است و خیانتکاران کافر را دوست نمی دارد . سوره حج/38
اگر به یاری حقیقت برخیزید ، حقیقت به یاری شما بر می خیزد . سوره محمد/7
رجوع شود به مطلب قبلی با عنوان : قوانین نظام هستی - قانون اول - قانون کارما
یکی از حسابهای عالم ، توکل و اعتماد به خداست . توکل یعنی انسان در پیمودن راه حق ، چه از جنبه مثبت و چه از جنبه منفی تزلزل به خود راه ندهد و مطمئن باشد که اگر در جریان زندگی هدف صحیح و در راستای رضای خدا (همسو بودن با قوانین جهان) و خداپسند را در نظر بگیرد ، خداوند او را تحت حمایت خود قرار می دهد .
نتیجه کلی این میشود که قضاوقدر و تقدیروسرنوشت هر کسی به دست خود او طراحی میشود و هر آنچه که برای ما پیش می آید از خودمان سرچشمه گرفته است « العبد یدبر و الله یقدر » ( بنده تدبیر می کند و خداوند تقدیر می کند ) . پس باید یاد بگیریم که چگونه رفتار و فکر کنیم تا تقدیر و سرنوشت ما به نفع ما برایمان رقم بخورد .
برای آگاهی بیشتر کتاب : انسان و سرنوشت از استاد مطهری را پیشنهاد می کنم حتما بخوانید .
موفق و سلامت باشید . مبحث آینده (چگونه آینده را طراحی کنیم ٬ از سلسله مباحث تفکر) خواهد بود . نظر فراموشتون نشه .
بنده ی من نه آن است که گناه نکند ٬
لیکن بنده ی من آن است که چون در گناه افتد ٬ زود به درگاه من باز آید !
توبه بدل طاعت است ٬ چنانکه خاک بدل آب است ٬
اگر مطیع را طاعت است ٬ عاصی را توبه است .
اگر عوض طاعت جنت است ٬ عوض توبه محبت است :
- که همانا خداوند توبه کنندگان را دوست میدارد !
و محبت صفت من است
و چون حدیث صفت رود ٬ هشت بهشت بلکه هزار هزار بهشت پدید آید !
اگر من تو را نیامرزمی ٬ کی تو را آمرزد :
- و چه کسی غیر از خدا آمرزنده گناهان است !؟
اگر امیر خراسانت نپذیرد ٬ امیر عراق بپذیرد ٬
اما اگر من تو را نپذیرم ٬ کیست که پذیرد ؟!
برگرفته از کتاب : کیمیا - دکتر الهی قمشه ای
شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) را به فرزند
ایشان حضرت مهدی موعود (عج)
و همه شیعیان آن بزرگوار و شما دوستان عزیز
تسلیت عرض می نمایم .





