تبليغاتX
انسان جستجوگری در مسیر شدن

گمراهي

متن حديث :

وقيل له (امام سجّاد(عليه السلام)) يوماً: إنّ الحسن البصرى قال: ليس العجب ممّن هلك كيف هلك؟ و انّما العجب ممّن نجا كيف نجا. (كسانى كه گمراه مى شوند تعجّب ندارد بلكه آنهايى كه هدايت مى شوند تعجّب دارد) فقال (عليه السلام): انا اقول: ليس العجب ممّن نجا كيف نجا و امّا العجب ممّن هلك كيف هلك مع سعة رحمة اللّه.(1)

ترجمه حديث:

به امام سجّاد(عليه السلام) گفته شد حسن بصرى مى گويد: كسانى كه گمراه مى شوند تعجّب ندارد بلكه آنهايى كه هدايت مى شوند تعجّب دارد امام سجاد(عليه السلام)فرمودند من مى گويم كسانى كه هدايت مى شوند تعجّب ندارد بلكه آنهايى كه گمراه مى شوند تعجّب دارد كه با وجود رحمت واسعه الهى چگونه گمراه شده اند!

 شرح حديث:

اين حديث به نكته مهمّى اشاره دارد. بعضى به سوء ظن و بدبينى عادت دارند و به تعبير امروزى ها همه چيز را تاريك مى بينند و مى گويند نجات پيدا كردن بشر با وجود شيطان گمراه كننده و هواى نفس و آلودگى هاى زمان و مكان جاى تعجّب است يعنى اصل بر آلودگى هاست و امّا هدايت خلاف اصل است و تعجّب دارد. افرادى كه اين گونه فكر مى كنند از نظر ما افكارشان شيطانى است، كما اين كه حسن بصرى شخصى بود كه افكار شيطانى داشت. داستان او با على(عليه السلام) معروف است، حضرت به او فرمودند: چرا در جنگ جمل شركت نكردى؟ گفت من براى شركت در جنگ بيرون آمدم ولى ديدم يك نفر صدا مى زند در اين جنگ قاتل و مقتول هر دو در آتش هستند. حضرت در جواب فرمودند درست است اين همان برادر تو شيطان بوده كه چنين ندايى كرده است تا تو را گمراه كند. يكى از عوامل فساد در دوران على(عليه السلام)همين حسن بصرى بود كه از فقها و مفسّران اهل سنّت شمرده مى شود.

اولياء اللّه اين گونه فكر نمى كردند و روحانيون اين گونه نبايد فكر كنند بلكه بايد بگويند حق اين است كه همه مردم بايد اهل نجات باشند چرا كه رحمت واسعه الهى سبب شده تا صدو بيست و چهار هزار پيامبر و اين همه كتابهاى آسمانى مخصوصاً قرآن را فرستاده است، علاوه بر اين به انسان عقل و هوش داده است كه اگر از آن استفاده كند بر نفس مسلّط مى شود، همچنين فطرت پاكى به او داده است كه باعث هدايت است و وجدان به او داده است كه داور و قاضى خوبى است. درس هاى عبرتى براى او در زندگى قرار داده است كه همه را با چشم خويش مى بيند، آيات توحيد و عظمتش آسمان و زمين را پر كرده است، ديگر براى هدايت چه چيزى لازم است؟! اگر مويى را در زير ميكروسكپ مشاهده كرده و بررسى كنيم درمى يابيم كه همين يك مو دليل بر خداشناسى است تا چه رسد به چشم، قلب و مغز با آن ساختمان اعجاب انگيز و يا گياهان و پانزده هزار نوع ماهى درياها همه، نشانه هاى خداوند و وسيله اى براى هدايت است. امام كاظم(عليه السلام) به هارون پرادّعا فرمود:

كل ما تراه فهو لك عظة. رحمت خدا ايجاب كرده كه در عالم تكوين نشانه هاى هدايت براى بشر قرار دهد، پس آنكه نجات پيدا مى كند تعجّبى ندارد و اصل بر نجات است نه هلاكت.

يكى از وسوسه هاى شيطان كه دامن بزرگ و كوچك و حتّى بعضى از علما را هم مى گيرد، اين است كه انسان بگويد زمانه فاسد شده و ما مأيوسيم و وظيفه اى نداريم; اين در واقع براى برداشتن بار مسئوليت از روى دوش است كه با ديد حسن بصرى نگاه مى كند و مى گويد انسانها نجات پيدا نمى كنند. انسان مؤمن بايد مانند امام سجّاد(عليه السلام)باشد و بگويد كه آنهايى كه نجات پيدا مى كنند تعجّب ندارد، بلكه آن كس كه گمراه مى شود تعجّب دارد; يعنى اميدوار به نجات همه باشيم و كار كنيم. شما خيال مى كنيد دوران بنى اميّه بهتر از دوران ما بود، دوران تاريكى بود در عين حال امام مى فرمايد كه نجات يافتگان تعجّب ندارند.

اميدوارم اين درس را از محضـــر امام سجّـــاد (ع) ياد گرفته باشيم و از زير بار مسئوليت الهــى شانه خالى نكنيم .

درسهای اخلاف از آیت الله العظمی مکارم ٬ برگرفته از  سایت  ایشان .

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت 7:27 بعد از ظهر | لينک ثابت |

سلام

چهل روز از عاشورا گذشت ... !! چی کشیدند حضرت زینب (س) و حضرت امام سجاد (ع) در این چهل روز !؟؟ 

رسیدن اربعین حضرت امام حسین (ع) و شهدای کربلا را به محضر مقدس فرزند ایشان ٬ صاحب اصلی عزا ٬ حضرت مهدی موعود (عج) و تمامی شیعیان آن حضرت و شما دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم .

بچه ها بیایید از این پس سر نمازهامون اینطور دعا بکنیم :

خدایا ! مرا  حسین (ع) پسند تربیت کن .

خدایا ! شفاعت حسین (ع) را روزی من قرار بده .

خدایا ! محبت حسین (ع) را در دنیا و آخرت نصیب من کن .

خدایا ! کمکم کن از رهروان مولایم حسین (ع) و محافظت کننده خون و قیام ایشان باشم .

گر علی بین رکــوع می دهد انگشترش

داده انگشتش حسین همره انگشترش

بر گـدایان گــر دهـــد فاطـمه پیراهنـش

داده شــــاه کربلا پیراهـــن را با تنــــش

التماس دعا ...

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 9:57 قبل از ظهر | لينک ثابت |

سلام

امروز جمعه بیست و پنجم بهمن ماه روز ولنتاین است . من این روز را به تمام کسانی که عاشقند و عشقی در زندگی دارند تبریک عرض می کنم . البته تبریک اصلی مرا چند روز دیگه ٬ یعنی روز عشـــق ما ایرانی ها   (سپندارمزگان)   شاهد خواهید بود .

انسان در عشق رشد می کند

 

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 10:44 قبل از ظهر | لينک ثابت |

سلام دوستان

امیدوارم که حال همه شما عالی باشد و در زیر سایه الطاف خداوند مهربان ٬ سلامت و موفق باشید . می خواهم یک خاطره برایتان تعریف کنم . دو روز پیش یعنی روز چهارشنبه شانزدهم بهمن ماه ، من برای یادآوری یک خاطره از یک سال پیش به گلستان شهدا اصفهان رفتم . هوا دقیقا مثل همان یکسال پیش بود و من احساس غریبی + دلتنگی شدیدی در دل داشتم . البته یک نذر هم در سینه داشتم که میخواستم آنجا ادا کنم . در واقع رفته بودم درد دل کنم . تقریبا از یک سال پیش تا حالا من روزگار عجیبی را دارم می گذرونم . زمانه و آدم هایش با من نساختند . درست یک سال پیش ... ؛ آنچنان مرا شکستند که هنوز مداوا نشده ام . مدتهاست  از صداقت لذت نمی برم ...

بگذریم ... ؛ وقتی در بین قبور شهدا قدم می زدم ناخودآگاه اول به عکسها و سپس به تاریخ تولد و شهادت آنان نگاه می انداختم . اکثرا جوان و در ردیف سن کنونی من . سوالاتی در ذهنم تداعی شد . آنان که بودند ؟ چه افکار و اهدافی داشتند و برای چه رفتند و شهید شدند ؟ چون شهادت لیاقت خیلی بزرگی است !

وقتی جواب این سوالات را بدهیم سوالاتی سخت تر پدید می آیند . من که هستم ؟ کجا هستم ؟ کجا می روم و الان باید کجا باشم ؟ اهداف من چیست ؟ اگر من جای آنان بودم چه راهی را انتخاب می کردم ؟ اکنون که اینجایم (در این زمان) چه وظیفه ای دارم ؟

احساس کردم که رسالتی بسیار سنگین بر دوشم قرار داده شده و آن حمایت و حراست از خون پاک این شهیدان است . آنان که با رفتنـشان ، بودن را به ما هدیه کردند . دوست داشتم بنشینم و با صدای بلند گریه کنم . اما شرم و خجالتی هم در گوشه ای از قلبم ابراز وجود کرد . چون وظیفه ام را بعضی وقتها خوب انجام نداده بودم . از آنان طلب بخشش کردم و خواستم تا دعایم کنند و سفارش مرا به پیش مولایم امام حسین (ع) بکنند . بگویند : جوانی هست خطاکار و تا کنون غافل بوده ... ؛ اما امروز آمده پیش ما ، پشیمان است و نیاز به دستگیری دارد . آقاجان او را ببخشید و همانطور که دست خیلی ها را گرفتید ، اکنون دست این جوان را هم بگیرید ...

و من امیدوارم که پذیرفته شوم ...

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 2:56 بعد از ظهر | لينک ثابت |

سلام . امروز سالروز تولد حضرت امام کاظم (ع) بود . این روز را خدمت فرزند ایشان حضرت امام مهدی (عج) و همه شیعیان و شما تبریک عرض می کنم .

همچنین پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید توسط موشک سفیر۲ را به همه شما دوستان و ایرانیان ٬ صمیمانه تبریک عرض می کنم . زنده باد ایران قدرتمند ... !!


... هر آنچه به زندگی ات وارد می شود ٬ در واقع تو خودت آن را به سوی زندگی ات می کشانی و به واسطه ی تصویر ذهنی ات است که آن را جذب می کنی . این همان تفکر خودت است . هر آنچه در ذهنت جاری باشد آن را به سوی خود جذب می کنی .

تو خودت قوی ترین مغناطیس عالم هستی ! تو قدرت جاذبه ای درون خودت داری که از هر چیز دیگر در این دنیا قوی تر است و این قدرت مغناطیس سنجش ناپذیر ٬ از افکار خودت ساطع می شود . قانون جذب حکایت از این دارد که هر چیزی مشابه خود را جذب می کند و بنابراین وقتی تو فکری در ذهنت داری ٬ در واقع افکار مشابه را به سوی خود جذب می کنی .

وظیفه ما به عنوان انسان این است که به افکار مربوط به آنچه که می خواهیم ٬ بچسبیم . آن را در ذهنمان کاملا مشخص کنیم و از آنجا شروع به احضار یکی از بزرگترین قانونهای کائنات ٬ یعنی قانون جذب کنیم . تو به همان چیزی که بیشتر در فکرش هستی تبدیل می شوی و در عین حال هر آنچه را بیشتر در فکرش هستی به سوی خودت جذب می کنی .

« هر آنچه را در ذهنت مجسم کنی ٬ به دست خواهی آورد »

ادامه دارد ...                                                                                                 منبع : کتاب راز

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 9:52 قبل از ظهر | لينک ثابت |

سلام . بالاخره امتحاناتم تمام شد .

سالروز تولد امام پنجم ٬ حضرت امام محمد باقر (ع) را

خدمت فرزند گرامی ایشان

حضرت مهدی موعود (عج) تبریک عرض می نماییم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

همچنین این روز عزیز را خدمت همه شیعیان آن حضرت و شما

دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم .

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 8:32 قبل از ظهر | لينک ثابت |

ای که در عالـم جان قافلـه سالار تویی

در همه کون و مکان دیـــده بیـدار تویی

راز پنهــان نکنم بر درت ای مونس جـان

با که گویم غم دل ٬ محرم اسـرار تویی

زینـت محفـــل ما نام تو باشــد بر لــب

ما همه مست به عشق تو و هشیار تویی

همه شب از غم عشق تو پریشان حـــالم

چــــــه کنم با که توان گفت که آن یار تویی

آن که از عشق تو در آتش غم سوخت منم

آن که دارد نظــــــــر لطف به بیمـــار ٬ تویی

گر ز لطـــف از غــــــــــم ایام رهـــانی ما را

برســــــانی به صــــــف زمــــره ابــرار تویی

تیــره شد باطنم از گردش ایام ولی

گـر نگهداری از این فتنه اشرار تویی

طیبا شکوه ای از غیر ممکن شادان باش

جــــان جــــانــان جهـــان یار من زار تویی

شعر از خانم : طیبه الهی قمشه ای ٬ به نقل از کتاب گفتگوباخدا ۳

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 9:38 بعد از ظهر | لينک ثابت |

نیاز واژه ای ست عارفانه

نیاز نوعی نیایش است ٬

اما بین نماز و نیاز تفاوت وجود دارد .

نماز نیایشی است که به لفظ در می آید :

نماز نیایشی زبانی است ٬ گفتگویی « من ٬ تو »یی با خداست .

نیاز ٬ نیایشی خاموش است ٬

نیایشی بی کلام ٬

سکوتی ژرف ٬

ستایشی بی منتها ٬

بدون میانجی کلمات ٬

نیایشی در درون احساس و عاظفه .

در این نوع نیایش ٬ چیزی نباید بر زبان جاری شود ٬

زیرا چگونه می توان کلمه ای را بر زبان جاری ساخت .

خداوند هیچ زبانی را به اندازه زبان سکوت دوست ندارد ٬

بنابراین ٬ هرچه بر زبان جاری کنیم ٬ گویی با زبانی بیگانه با خدا سخن گفته ایم.

ممکن است استفاده از کلمات ما را راضی کند ٬ که می کند ٬ ممکن است ما را تسکین دهد ٬ که می دهد ٬ ممکن است الهام بخش باشد ٬ که هست ٬ اما حقیقتا چه چیزی را می توان به خدا گفت که او پیشاپیش آن را نمی داند !؟؟


پانوشت : در مورد نماز را شخصا قبول ندارم .

نماز اعترافی است خاضعانه ٬ خاشعانه ٬ عابدانه ٬ عاشقانه از نیازمند مطلق به بی نیاز مطلق .

نوشته شده توسط :: پسر پاییزی :: در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 3:32 بعد از ظهر | لينک ثابت |

 
business articles