مهمترین نکته بازنماندن با طرح پرسش است . کنج کاوی و شوق دانستن عامل حیات و زیستن است . انسان وقتی در خصوص اسرار زندگی ابدی به تفکر می پردازد از ساختار شگفت انگیز واقعیت می هراسد . انسان باید سعی کند که هر روز تنها بخشی از این راز را دریابد . هرگز کنج کاوی مقدس را از دست ندهید .
آلبرت انیشتین
قدرت و توانایی طرح پرسش صحیح توسط پسر بچه ایی پس از آنکه پسری بزرگتر از خودش کتک مفصلی به او زد نشان داده شد . پسر کوچکتر به قصد انتقام گرفتن اسلحه ای به دست گرفت تا به سوی پسری که زجرش داده بود نشانه رود .
اما درست پیش از شلیک به این موضوع فکر کرد : اگر ماشه را بشکم چه اتفاقی برایم رخ خواهد داد ؟ تصویری بسیار دردناکتر از هر چیز دیگر در نظرش مجسم شد و خود را برای تمام عمر در یک زندان تصور کرد . به جایش به هدفی دیگر به سوی یک درخت شلیک کرد .
این پسر بـو جکسون بود . یک تغییر تمرکز ، یک تصمیم گیری و سبک و سنگین کردن رنج و شادی ، تفاوتی را ایجاد کرد میان یک پسر بچه بدون آینده و یک پسر بچه که بدل به یکی از بزرگترین افسانه های ورزشی ما شد .
امروز چه پرسش های تغییر دهنده ای در زندگی خود می توانید طرح کنید ؟؟
برای اینکه کمتر پشیمان شویم و افسوس بخوریم ،عاقبت کارمان را در نظر بگیریم .
دورترین موجود به هر انسان خود اوست ، پس هرکس باید برای بدست آوردن شخصیتش ، خود را دریابد .
باید آنچنان تلاش کنیم که هر روز پیشرفتی در خود ببینیم والا ضرر کرده ایم ؛ پیامبر گرامی (ص) می فرمایند : کسی که دو روزش با هم مساوی باشد و ترقی نکند زیان کرده است .
اگر وقت خود را با کارهای خوب پر کنید ، مطمئن باشید از افتادن در خطا جلوگیری کرده اید .
با آموختن چگونگی طرح سوال ، قدرت یادگیری خود را دو برابر کنید . پیامبر گرامی (ص) می فرمایند : خوب پرسیدن ، نیمی از دانش است .
دیگری گفتش گنه دارم بسی
با گنه چون ره برد آنجا کسی
چون مگس آلوده باشی بی خلاف
کی سزد سیمرغ را در کوه قاف
***
گفت ای غافل مشو نومید از او
لطف می خواه و کرم جاوید از او
گر به آسانی نیندازی سپر
کار دشوارت شود ای بی خبر
گر گنه کردی در توبه است باز
توبه کن کین در نخواهد شد فراز
گر به صدق آیی در این ره تو دمی
صد فتوحت پیش باز آید همی
برگرفته از منطق الطیر عطار
سلام مجدد
الان که دارم می نویسم حدود ساعت ۱۰:۳۰ چهارشنبه شب است . راستش همانطور که در پست پیش اشاره کردم امروز جناب آقای احمدی نژاد در ۵۵ سفر استانی خود برای دومین بار به اصفهان آمد . امروز از صبح در اصفهان یک شور و حال دیگه ای بود و استقبال بسیار گرمی از ایشان شد .
امروز بعد از ظهر نیز از حدود ساعت ۵ بعد از ظهر جناب آقای صفار هرندی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جلسه و نشستی داشتند با فعالان قرآنی و مسئولین کانون های فرهنگی و هنری
... با توجه به اینکه بنده نیز مدیر مسئول کانون محل هستم در این نشست شرکت کردم . خیلی خوب بود . دوستان گزارشی از فعالیت ها دادند و مشکلات و راه حل ها بیان شد . در آخر نیز جناب وزیر سیاستهای کلی فرهنگی کشور + بشارتهای خوبی از برنامه های آینده دادند . پس از اتمام جلسه نیز من در حدود نیم متری وزیر بودم و با هم سلام و تعارف کردیم و ... ٬ جای شما خالی بود ...
سلام
حضور سبز رئیس جمهور محترم و مردمی
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
را به استان زیبا و مهد هنر و دانش اصفهان گرامی میدارم .
امیدوارم این سفر برکات زیادی برای همه هم استانی های عزیزم داشته باشد .

سلام
سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه (س)
را خدمت امام زمان (عج - روحی فداه) و تمامی شیعیان
و شما دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم .
در مورد فضیلت زیارت ایشان روایات معتبری وجود دارد :
حضرت امام رضا (ع) فرمودند : هر کس او (فاطمه معصومه) را زیارت کند ٬ بهشت برای او خواهد بود .
حضرت امام جواد (ع) فرمودند : هر کس عمه ام را در قم زیارت کند بهشت برای او خواهد بود .
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : برای خداوند حرمی است و آن مکه است ٬ و برای رسولش حرمی است و آن مدینه است و برای امیرمومنان حرمی است و أن کوفه است و برای ما (اهل بیت) حرمی است و آن قم است و به زودی در قم بانویی از فرزندان من که " فاطمه " نام دارد مدفون می شود ٬ هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود ... .
منبع : کتاب شریف مفاتیح نوین - ص ۵۷۵-۵۷۶ - در باب فضیلت زیارت حضرت معصومه (علیها سلام)
سالروز تولد یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت
![]()
![]()
![]()
حضرت امام حسن عسکری (ع) ![]()
![]()
![]()
![]()
را خدمت فرزند گرامی ایشان حضرت مهدی موعود (عج - روحی فداه) ![]()
![]()
![]()
![]()
و همه شیعیان آن حضرت (ع) و شما دوستان گرامی
![]()
![]()
![]()
تبریک و تهنیت عرض می کنم .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
برای همه هموطنان عزیزم روز طبیعت خوب و عالی ای آرزومندم .
راستی فراموش نکنیم که باید برای طبیعت ارزشی معادل جان خود قائل بود .
پس در حفظ و نگهداری از آن کوشا باشیم .
فعلا بای
... و آنچه می خواهم بگویم ٬ اساسی ترین و اصلی ترین حرفی که - امثال من - برای گفتن به شما دارم ٬ مسئله ای « علمی » نیست ٬ بلکه یک مسئله « فکری » است .
بزرگترین حرف اساسی که می خواهم بزنم و احتیاج به توضیح ندارد ٬ این است که : آگاه باشیم که با « اشباع علمی » خود را از نظر فکری ٬ اشباع یافته احساس نکنیم . و این یک نوع سیری بسیار کاذب و یک نوع فریب بسیار بزرگ است که خاص تحصیلکرده هاست ٬ خاص روشنفکر زمانه ماست ٬ که وقتی از لحاظ علمی اشباع می شود ٬ تحصیلات بالایی پیدا می کند ٬ از لحاظ علمی اطلاعات وسیع و درجات خیلی برجسته ای می یابد ... در خود غرور و رضایتی احساس می کند و خیال کی کند که از نظر فکری به منتها درجه یک انسان آگاه رسیده است و این فریب کاذبی است ... .
پ ن : پیشنهاد می کنم که هر کسی سواد خواندن دارد این کتاب را بخواند . به ویژه جوانان و دانشجویان .
برگرفته از کتاب : خودآگاهی و استحمار از مرحوم دکتر علی شریعتی
الهي!
زمين هر لحظه در معرض انفجار مي بود، اگر آرام گامهاي او نبود.
اعصار و زمان هر لحظه در خود مي پيچيدند، اگر اشارات صبر از ولي خويش در نمي يافتند.
والعصر × ان الانسان لفي خسر × الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر
الهي!
دلهاي ما هم چون دل زمين و زمان، سخت به تنگ آمده از شدت:
عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء...
ببين که انسان چگونه بار بلاها و مصائب را به دوش مي کشد. ببين که با چه شرمي به تماشاي «خسران » نشسته است! از چه چنين بيچاره شده ايم؟ چه ديدي که دگر پرده رحمت و ستاريت خويش برفکندي؟ ما چه کرده ايم که آن عزيز، آن آيت رحمت و حمايت نيز چنين رها و در خود گممان کرده است!
آرام زمين، صاحب زمان، ولي امر انسان کجاست؟ اين گله راعي خويش مي جويد صاحب خويش مي خواند غيبت و تطويل مدت آن را سبب چيست؟
خدايا!
اميد نمانده پناه بر تو که قهر و غضبت، روشناي اميد دلهامان را هم به ظلمت ياسي مرگبار فرو برده!
الهي!
ببين که ... ضاقت الارض و منعت السماء...
چاره کن بر اين زمين به تنگ آمده از ستم و فساد که تيره غبار معصيت بشر، فضاي آسمان آن را هم به تيرگي کشيده است. صداها به آسمان نمي رسند! دعاها به سد «منع سماء»، در پژواک آن ميان آسمان و زمين، معطل و معلق مانده است.
اي مظهر «سبق رحمة غضبه!»
باران رحمت و غفرانت کجاست؟!
به حق سابقه رحمت بر غضبت، به وزش نسيم رحمت و مغفرت، خورشيد ولايت را از پس تيره ابر حجابها بر ما بنما!
که تنها...
انت المستعان و اليک المشتکي و عليک المعول في الشدة و الرخاء...
گفته بودند و رسيديم نيز بدان که تنها تويي ياريگر ما و آنگاه که دل به تنگ آيد از ظلم خود بر خود و ديگران بر ما، مرجع شکاياتي نيز جز تو هرگز نيست.
که تنها تويي يگانه سزاوار اعتماد و تنها پناه و پشتيبان به هر سختي و حتي گاه آساني!... به هر قبضي و هر بسطي و به ديگر سخن، لحظه لحظه امتحان در وادي زندگي!
خدايا!
اقرارمان شنيدي! کاش سوز نيازمان تمامي پهنه اين زمين «ضاق » گشته از فرط گناه را فرا مي گرفت و فرياد جگرسوز استغفارمان، سد «منعت » آسمان را فرا مي شکافت و همه گناه بني آدم را يکباره مي سوخت، حجابهاي ميان ما و تو را از بين مي برد، دعاي مضطران به اجابت مي نشست و درد فراق دلهاي ما را چاره اي مي کرد.
اما اي بخشاينده مهربان!
تو همان بخشايشگر مهرباني که خود گفته اي! اسماء و صفاتي که خود آموختيمان، حجت را بر توبه ما و رحمت تو تمام مي کند. کي «الرحمن » و «الرحيم »، «الله » را رها مي کند؟!... ياس، با اينهمه مانع و آيه هاي رحمت و غفرانيت در برابر خويش، دلها را به نفع اميد، رها مي کند. دريافته ايم که راز رضا و خشنوديت نهفته در چيست که البته عرض حاجات به نزد بزرگان، بدون عرضه بر شفيعان و آبرومندان آن درگاه، ميسر نيست.
اي مهربانترين مهربانان!
ديدي که در تنگي لحظه هامان، راه فرج را هم خود تو، اشاره مي کني، پس اينک به طاعت فرمانت:
... اللهم صل علي محمد و آل محمد، اولي الامر الذين فرضت علينا طاعتهم و عرفتنا بذلک منزلتهم...
درود فرست بر محمد و آل محمد، آن چهارده رشته پيوند، مبشران وصال و محبت، چهارده آيت از شفقت، برگزيدگان خدا به عشق هدايت و رحمت!
گفته بودي که به طاعت و اطاعت مستقيمشان، به اعزاز و اکرامشان نيز نزد او وقوف يابيم. اراده فرموده بودي که ما هم به عزت ايشان، نزد تو عزيز باشيم، اما نفهميديم...
يا محمد يا علي!... يا محمد يا علي!
و مگر خدايا، تو بر پيغمبر خويش نفرموده بودي که:
اللهم انک قلت و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيماخدايا! و مگر نه اينست که آنگاه که رسول رحمت نيز به نيت دعا، به نام عظيمي قسمت داد، فرمود: «الهي! بحق علي!»پس ببين که کنون پر گشوده ايم با دو بال قدير پرواز به سويت، با دو پرچم صلح جاودان با تو، و دو نشان شرف و سرفرازي در دو سرا. ببين که چگونه به تقديم نبوت، دل به تسليم ولايت سپرده ايم.
پس شما يا محمد يا علي!
اي خدايان عصمت و عارفان محض توحيد و وحدانيت!
اي راهتان، يگانه صراط مستقيم تا احد!
اي انوار هدايت و پرتوافشانان نور حق، به شبهاي ظلمت!
و اي استادگان بر تارک قدسي عرش، به نواي رحمت و محبت!
ما غرق گناهيم و تا رضاي خدا ما را، تنها يک امکان هست. محبت او بر شما بيش از همگان است، به در آستانش که رفتيم، به حکم «عرفتنا بذلک منزلتهم » باز اشاره به کوي شما و تنها صراط مستقيم شما نمود.
آيا ما را اجازت توسل به «وجيهون عندالله » هنوز ميسر است؟
بي شفاعت شما، ما را بر آن آستان، راه نيست. بحق «عرفت بذلک منزلتهم » و بحق اشد حب اولي الامران بر انفاس بشر - بيش از خود آنان -
اکفياني، فانکما کافيان!
و انصراني فانکما ناصران!...
کاش پيش از اين دانسته بوديم!
کاش پيش از اين، دريافته بوديم!
و تو «يا مولانا، يا صاحب الزمان!»از چه ما را به خويش واگذاشته اي؟ چه ديدي که چنين از ما پيوند محبت بريده اي؟ از چه چنين محروم از رخصت ديدار توايم؟
اي منتهاي مسير رضا، رحمت و مغفرت تا خدا!
کمال شفاعت، تويي که رضايت شفيعان نيز کنون در رضاي توست. بين ما و اجابت «اهل کساء» تا خدا، تنها يک حجاب مانع است... «رضاي تو»!
يا مجيب المضطر! بحق «خودت »، اجب المضطر!
که فرج تو، شفاي جاودان همه دردها و دلتنگيهاست و فراق از سر نارضايي تو، علت تمام سختيها و معصيتها!
ز ما بگذر و بازگو بحق محمد و خاندان پاک محمد!
...الغوث، الغوث، الغوث!
ادرکني، ادرکني، ادرکني!
الساعة، الساعة، الساعة!
العجل، العجل، العجل!
يا ارحم الراحمين، بحق محمد و آله الطاهرين.
ادامه مطلب
سلام . یک سلام گرم و زیبا و با طراوت
رسیدن نوروز ۱۳۸۸ را به همه ایرانیان و شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم .
به قول قدیمی ها : صد سال به این سال ها ... !

امیدوارم سالی سرشار از سلامتی ٬ خوشبختی ٬ توفیق عبادت و بندگی و موفقیت داشته باشید و در زیر سایه الطاف خداوند مهربان و توجه و عنایات آقا امام زمان (عج) یک سال پر برکت داشته باشیم .
به امید آن عیدی که با ظهور آقا و مولا و سرور و سرپرستمان
حضرت مهدی موعود (عج) همراه باشد .


